دیگر کشور هافوریه 25, 2026مهسا صادقیزمان مطالعه: 1 دقیقه

کلیبر؛ روایت هنر و طعم در ارسباران

کلیبر در قلب ارسباران تنها به عنوان مقصدی طبیعی شناخته نمی‌شود؛ این شهر تلاقی هنر عشایر، غذاهای محلی و هویت فرهنگی است. این ظرفیت می‌تواند پیشران توسعه پایدار منطقه باشد و فرصت‌هایی برای اقتصاد محلی فراهم آورد.

هنرهای دستی و اقتصاد محلی

ورنی‌بافی به عنوان شاخص‌ترین هنر بومی کلیبر شناخته می‌شود؛ دست‌بافته‌ای ظریف که زنان عشایر قره‌داغ با الهام از مناظر ارسباران می‌سازند. نقوش حیوانات، پرندگان و اشکال هندسی در ورنی‌ها بازتابی از زندگی روزمره و باورهای مردم منطقه است. این هنر که نسل‌به‌نسل منتقل شده، امروز نه‌تنها میراث فرهنگی بلکه منبع درآمد خانوارهای روستایی نیز به‌شمار می‌رود.

در کنار ورنی، گلیم‌بافی، قالی‌بافی، صنایع چوبی و چلنگری در برخی روستاها رواج دارد؛ هرچند ظرفیت بالای این هنرها وجود دارد اما بازار ملی سهم قابل توجهی برای آن در نظر نگرفته است.

زهرا نجفیان، از بافندگان باسابقه ورنی، با اشاره به این هنر می‌گوید: هر نقش ورنی داستانی دارد؛ از بز کوهی تا سیاه‌خروس ارسباران. طرح‌ها از دل طبیعت گرفته می‌شوند؛ اما مشکل اصلی بازار فروش است و سود بیشتر در دست واسطه‌هاست.

نجفیان اضافه می‌کند نبود بازارچه دائمی صنایع دستی، گرانی مواد اولیه و کمبود حمایت بیمه‌ای از دغدغه‌های فعالان است و فروش اینترنتی و آموزش بازاریابی می‌تواند تا حدودی به بهبود شرایط کمک کند.

طعم محلی و سفره‌های کلیبر

غذاهای محلی کلیبر ساده اما پرعطر و با خواص‌اند؛ حاصل دامداری سنتی و استفاده از سبزی‌های کوهی.

  • آش دوغ (دوغ‌آشی)؛ با دوغ محلی و سبزی‌های کوهی
  • یرگی ماش (دمی ماش)؛ غذایی مغذی با روغن حیوانی
  • کوکوی گیاهان کوهی با کنگر و سبزی‌های معطر ارسباران
  • سوجوق کلیبری؛ شیرینی سنتی از شیره انگور و گردو
  • آش زغال با میوه‌های خشک جنگلی
  • کله‌جوش محلی با کشک و گردو
  • زغال‌اخته کلیبر؛ به دلیل نبود صنایع فرآوری، کمتر با برند منطقه شناخته می‌شود

کلیبر و روایت ملی گردشگری

میکائیل نظری، مدرس و فعال حوزه گردشگری، بر این باور است که کلیبر نه فقط یک مقصد طبیعی است بلکه بسته‌ای کامل از فرهنگ است و ظرفیت‌های مغفول‌مانده‌ای دارد که تا کنون روایت ملی منسجم از آن شکل نگرفته است.

ضعف در معرفی و برند ملی

نظری با انتقاد از تمرکز تبلیغات گردشگری کشور بر مسیرهای کلاسیک می‌گوید سال‌هاست ایران در مسیر تهران – یزد – اصفهان – شیراز تعریف شده، در حالی که ارسباران و کلیبر از نظر تنوع طبیعی و فرهنگی کمبود ندارند اما سهمی از ویترین ملی گردشگری ندارند. همچنین می‌گوید در هتل‌های شهرهای بزرگ حتی تصویری از ارسباران دیده نمی‌شود و کلیبر به‌عنوان برند ملی معرفی نشده است.

گردشگری فرهنگی؛ فرصتی برای ماندگاری مسافر

نظری با اشاره به پیوند میان صنایع دستی و سفر گفت اگر گردشگر فقط برای دیدن طبیعت بیاید، ممکن است یک روز بیاید و برود؛ اما حضور در تجربه‌های غذایی، موسیقی عاشیقی و آیین‌های بومی احتمال ماندگاری را افزایش می‌دهد. طراحی تورهای تجربه‌محور که کارگاه‌های ورنی‌بافی، پخت آش دوغ محلی و اجرای موسیقی عاشیقی را در بوم‌گردی‌ها بگنجاند، می‌تواند مزیت رقابتی کلیبر را تقویت کند.

زغال‌اخته؛ ظرفیت صادراتی

نظری به اهمیت بالای کیفیت زغال‌اخته کلیبر اشاره می‌کند و می‌گوید نبود صنایع بسته‌بندی و فرآوری ارزش افزوده را به واسطه‌ها می‌برد. اگر برای این محصول برند مشخصی تعریف شود، در بازارهای خارجی نیز جایگاهی پیدا می‌کند. پیوند دادن سوغات محلی با بسته‌های گردشگری می‌تواند اقتصاد منطقه را تقویت کند.

احمد حمزه‌زاده، مدیرکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی آذربایجان شرقی، درباره جایگاه کلیبر در منظومه گردشگری استان می‌گوید این منطقه یکی از معدود نواحی است که سه ضلع توسعه پایدار یعنی طبیعت، تاریخ و فرهنگ زنده را هم‌زمان در اختیار دارد. قرارگیری در قلب جنگل‌های ارسباران و پیشینه تاریخی چون قلعه بابک، این شهرستان را گنجینه‌ای کم‌نظیر می‌کند.

صنایع دستی و هویت فرهنگی

حمزه‌زاده می‌گوید ورنی‌بافی کلیبر نه تنها هنر تزیینی است بلکه بازتابی از هویت عشایر قره‌داغ است. هر قطعه ورنی بخش‌هایی از زیست‌بوم منطقه، باورها و نمادهای فرهنگی مردم را روایت می‌کند و حمایت از این هنر به معنای حمایت از حافظه تاریخی است.

او اضافه می‌کند در سال‌های اخیر با برگزاری نمایشگاه‌های استانی و ملی کوشیده‌اند تا ورنی و دیگر تولیدات بومی را معرفی کنند؛ با این وجود خلأ بازارچه دائمی صنایع دستی در کلیبر حس می‌شود. ایجاد چنین فضایی می‌تواند واسطه‌ها را کنار بزند و سهم تولیدکننده از سود فروش را افزایش دهد.

وی همچنین به ضرورت آموزش نسل جوان اشاره کرده و می‌گوید اگر مهارت‌آموزی در حوزه صنایع دستی به‌صورت هدفمند دنبال نشود ممکن است گسست نسلی رخ دهد. برنامه‌هایی برای تقویت آموزش‌های کاربردی، بیمه هنرمندان و تسهیل صدور مجوز کارگاه‌های خانگی در دست اجرا است.

گردشگری خوراک؛ ظرفیت مغفول

مدیرکل میراث فرهنگی استان با اشاره به ظرفیت غذاهای محلی کلیبر گفت آش دوغ، یرگی ماش، سوجوق و دیگر غذاهای سنتی می‌توانند در قالب جشنواره‌های خوراک محلی به برند گردشگری تبدیل شوند. این حوزه در دنیا رونق بالایی دارد و کلیبر از این ظرفیت برخوردار است.

وی ادامه داد محصولاتی مانند زغال‌اخته باید به بسته‌بندی مناسب، فرآوری صنعتی و بازاریابی حرفه‌ای مجهز شوند تا زنجیره ارزش کامل شود و اشتغال پایدار برای جوانان منطقه فراهم گردد.

نگاه به آینده؛ توسعه متوازن و پایدار

حمزه‌زاده نتیجه می‌گیرد که کلیبر می‌تواند به قطب گردشگری فرهنگی و طبیعی شمال‌غرب کشور بدل شود به شرط هم‌افزایی دستگاه‌ها و مشارکت مردم، و هم‌زمانی توسعه زیرساخت‌ها، حمایت از هنرمندان صنایع دستی، تقویت برند محصولات بومی و آموزش گردشگری مسئولانه. اگر این مسیر با هم‌افزایی و همکاری کلان خدمتگزاران و مردم پیش برود، کلیبر الگویی برای توسعه متوازن در کشور خواهد بود.

کلیبر؛ تلاقی هنر، طعم و هویت

کلیبر صرفاً مقصدی برای مشاهده مناظر نیست؛ در ورنی‌های بافته‌شده زنان عشایر، در عطر آش‌های محلی و در نوای عاشیق‌ها روایت زنده‌ای از زندگی جاری به‌چشم می‌خورد. اگر هنرهای دستی، طعم‌های کوهستانی و آیین‌های کهن با برنامه‌ریزی دقیق و حمایت هدفمند همراه شوند، می‌تواند به برندی ماندگار در گردشگری فرهنگی کشور بدل شود؛ برندی که هم حافظ محیط‌زیست باشد و هم منافع اقتصاد بومی را تقویت کند.


مطالب مرتبط